حاج ملا هادي السبزواري

506

شرح مثنوى

( ( 4124 ) ) من نجويم زين سپس راه اثير * پير جويم پير جويم پير پير ن 1244 18 - ك 413 3 راه اثير : لمؤلفه : نى ز ملك جو نشان نى به فلك پوى ره بسوى او نفوس كامله باشد . ( ( 4131 ) ) آن چنان كه مىرود شب ز اغتراب * حس مردم شهرها در وقت خواب ن 1245 3 - ك 413 6 حس مردم : بسوى جزئيات ، بخلاف اوليا و عرفا ، كه دل بسوى كليات رود . چنان كه فرمود دل همچو برق . ( ( 4132 ) ) آن چنان كه عارف از راه نهان * خوش نشسته مىرود در صد جهان ن 1245 4 - ك 413 7 مىرود در صد جهان : به جسد در ناسوت است ، و به جان در جبروت . چون در انديشهء ملاء اعلى بود ، و از عقول مجرّدهء كلَّيه گويد . بلكه در لاهوت است . چون در انديشهء خدا بود و از خدا گويد . بلكه چون وجود صرف و مطلق احاطى را رسد ، از سنخ مدرك شود و ارسالى . چون وجود بسيط محيط مبسوط يابد و دوامى به دوام او گيرد . ( ( 4133 ) ) گر ندادستش چنين رفتار دست * اين خبرها ز ان ولايت از كيست ن 1245 5 - ك 413 7 اين خبرها : اگر حقيقت محمّديه ، آن ولايات را نپيموده باشد ، چگونه اخبار آنها را مىآورد . كه انواع ديگر را خبرى نيست . و همچنين اصناف ديگر از آدم را بجز اهل ولايت مطلقه ، كه به آن ولايت مراوده دارند ، و بر آن اخبار متّفقاند ، و ديگران را به آن جا سيرها دهند . و چنان كه در مقامِ ذكر و فكر خدا ، طىّ مكان و جهت و زمان است ، طى صور جزئيه است ، و طرح كونين و رفض عالمين است . ( ( 4135 ) ) يك خلافى نى ميان اين عيون * آن چنان كه هست در علم ظنون ن 1245 7 - ك 413 8 آن چنان كه هست : تشبيه به ضد است ، كه علوم ظنّيه خلافيه است . * ( « لَوَجَدُوا فِيه اِخْتِلافاً كَثِيراً » 4 : 82 ( 1 ) . ( ( 4136 ) ) آن تحرّى آمد اندر ليل تار * وين حضور كعبه و وَسطِ نهار ن 1245 8 - ك 413 9

--> ( 1 ) اقتباس از قرآن كريم ، سورهء نساء ، آيهء 82 . .